داود بن محمود القيصري
174
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
عبد اگر از ناحيهء سلوك به حق نزديك شود و بعد از طي درجات و مراتب بمقام قرب و فنا و أصل شود ، و سلوك سبب و علت جذبهء أو گردد ، و جذبهاش موقوف بر محبت منشأ قرب باشد ، أو را سالك مجذوب گويند . برخى از نفوس بعد از جذبه ، گرفتار فناء در اسم منشأ تعين خود مىشوند و بوجه من الوجوه از اين فنا خلاص نمىشوند . اين قسم از نفوس نسبت به كمّل ناقض و فاقد استعداد ادامهء سلوكند و چهبسا كلماتى كه از آن به شطح تعبير شده است از آنها صادر شود . اعمال و افعال موجب قرب حق بر دو قسمند . قسمتى از قبيل نوافل و مستحباتند كه حق آن اعمال را بعباد خود واجب ننموده است ولى انجام اعمال با آنكه الزامى نمىباشند موجب قرب به حق مىشوند . قسم ديگر از اعمال موجب قرب عبادات و اعمال واجبهاند كه اثر اين اعمال قرب به حق أول تعالى شأنه است . فرق بين اين دو قسم از اعمال و مقربات و قرب حاصل از اين دو از اين قرار است كه در مستحبات چون ترك آن از جانب حق جائز و فعل آن الزامآور نمىباشد و وجود عبد در اين مقام - كان لم يكن - فرض نگرديده ، قرب حاصل از مستحبات و توحيد مترتب بر آن ، قرب نوافل نام دارند . و در قسم دوم وجود و اراده عبد از باب الزام واجبات و عدم جواز ترك آن در اين مقام مورد اعتبار قرار ندارد و - كأنه - جهت خلقيت عبد در جهت حقيقت حق مستهلك و فانى فرض شده است لذا قرب مترتب بر واجبات